تبليغاتX
لحظه ها

لحظه ها

Screen Saver

یه محافظ صفحه نمایش گذاشتم جوانان مملکت کیفش رو ببرن

دعای خیر  یادت نره !!!!! 

 یه پیش نمایش هم گذاشتم ببینید

Top Screen Saver   حجم 836 KB


 

نوشته شده توسط A H M A D در سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت 7 موضوع | لینک ثابت


تو بارانی و من باران پرستم  تو دریایی من امواج تو هستم اگر روزی بپرسی باز گویم :تو من هستی و من نقش تو هستم

باچشمان تو مرا به الماس ستارگان نیازی نیست این را به آسمان بگو


 

نوشته شده توسط A H M A D در شنبه 1 دی1386 ساعت 8 موضوع | لینک ثابت


لحظه های کاغذی

 

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی ، بال های استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری

آفتاب زد و غمگین ، پله های روبه پایین

سقف های سرد و سنگین ، آسمان های اجاری

با نگاهی سرشکسته ، چشم هایی پینه بسته

خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری

صندلیهای خمیده  ، میزهای صف کشیده

خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی ، پارک های این حوالی

پرسه های بی خیابی نیمکت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را باغبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی، بادخواهد برد باری

روی میز خالی من ، صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

 


 

نوشته شده توسط A H M A D در شنبه 10 آذر1386 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


آسمان

 

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

من در عجبم زمیفروشان کایشان

به زآنکه فروشند چه خواهند خرید

~~~~~~

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر فنا درگذریم

با هفت هزار سالگان سربسریم

 


 

نوشته شده توسط A H M A D در چهارشنبه 7 آذر1386 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت


لحظه ها 7

هرکس به تمنای کسی غرق نیاز است هرکس به سوی قبله خود رو به نماز است هرکس به زبان دل خود زمزمه ساز است با عشق درآمیخته در راز و نیاز است ، ای جان من تو جانان من تو در مذهب عشق ایمان من تو  ، هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم این دست که به تمنا سوی تو دراز است .

 

                                           آغاز کسی باش که پایان تو باشد  

                                                                                   


 

نوشته شده توسط A H M A D در چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت 7 موضوع | لینک ثابت


لحظه ها 6

اگه یه روزی اسمه تو تو گوشه من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه بزاره درد تو دوا شه بره تو تموم جونم که باز برات آواز بخوونم .اگر باز م دلت میخواد یار دیگر باشیم مثال ایام قدیم بشینیم و سحر پاشیم باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره ، بگیره رنگ اون دیاری که منو توش تنها نزاری


 

نوشته شده توسط A H M A D در چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت 6 موضوع | لینک ثابت


لحظه ها 5

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي، برمي گرده و نگاهت مي كنه بدون براش مهمي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميوفتي، برمي گرده و با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي، برمي گرده و نگاهت مي كنه بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني، مياد باهات اشك مي ريزه بدون دوستت داره

و اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف مي زني، تركت مي كنه بدون عاشقته

 


 

نوشته شده توسط A H M A D در چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت


لحظه ها 4

خداحافظی از کسی که تو را به خاطر خودت دوست داره

 

خداحافظی از کسی که هیچ وقت نگذاشت غصه تو دلت راه پیدا کنه

خداحافظی از کسی که با دعاهاش تو را از مرگ نجات داد

خداحافظی از کسی که تو را با عشق آشنا کرد

خداحافظی از کسی که باهاش دنیا را دیدی

 

خداحافظی از کسی که قلب خودش را داد و قلب تو را گرفت

خداحافظی از کسی که به خاطر تو مسافر شد


 

نوشته شده توسط A H M A D در دوشنبه 16 مهر1386 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت


لحظه ها 3

 گيريم که خلق را به فريب فريفتي ×× با دست انتقام طبيعت چه ميکني؟به قدر هرچه گل دیدم مرا آزار کردی توخیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانتو کار قلب این دیوانه را دشوار کردی توشنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف شهامت مال هرکس نیست پس انکار کردی تو ، شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی ، و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو نمی بخشم تو را ٬ او را و هرکس را که بد باشد ، خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو  ، نمی بایست نفرین آخر پیمان ما باشد ، مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو  ، دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم ، تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو  ، چه حسنی داشت درد این شکست تلخ می دانم ، مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو ، چه حسنی داشت درد این شکست تلخ می دانم ، مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو .


 

نوشته شده توسط A H M A D در دوشنبه 16 مهر1386 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت


لحظه 2

از تو و فاصله با تو ، از حضوری دلتنگ تنها مونده بغضی سنگی  ، که توسینه میزنه چنگ  ، این غم پنهونی من ،  تو ندونستی چه تلخه  ، این تو خود شکستن من تو ندونستی چه سخته  ، کاشکی بودی تا ببینی لحظه هام بی تو میمیرن واسه با تو نبودن انتقام از من میگیرن .

هرکس به تمنای کسی غرق نیاز است هرکس به سوی قبله خود رو به نماز است هرکس به زبان دل خود زمزمه ساز است با عشق درآمیخته در راز و نیاز است ، ای جان من تو جانان من تو در مذهب عشق ایمان من تو ، هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم این دست که به تمنا سوی تو دراز است .

آسمون چشمهای من  بی تو تنهای تنهاست این همه ستاره اما بگو ستاره من کجاست شب با تموم ستاره هاش تاریکه تا وقتی تو بیای شبم سحر نمیشه اگه یه وقتی تو نیای ، بی تو عزیز قلبم دنیا برام سیاهه  حتی یه لحظه بی تو موندن فکرش محاله .

 

یه روز میاد که دنبالم بگردی اونوقت میفهی که با من چه کردی یه روز میاد همش با چشم گریون بپرسی من کجام از این و از اون .

اگه یه روزی نومه تو تو گوشه من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که من و مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه بزاره درد تو دوا شه بره تو تموم جونم که باز برات آواز بخوونم .اگر باز م دلت میخواد یار دیگر باشیم مثال ایام قدیم بشینیم و سحر پاشیم باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره ، بگیره رنگ اون دیاری که منو توش تنها نزاری اگه میخوای پیشم بمونی بیا تا باقیه جوونی بیا تو پوست و استخوونه نزار دلم تنها بمونه بزار تا شبم رنگی بگیره دوباره آهنگی بگیره .


 

نوشته شده توسط A H M A D در دوشنبه 16 مهر1386 ساعت 8 موضوع | لینک ثابت